رضا قليخان هدايت
1360
مجمع الفصحاء ( فارسي )
دو دست تو بعطا گاه بر مبارز خواست * نه موج دريا پيش آمدش نه كان جبال همه ملوك جهان را كجا ثنا گويند * عطا تو بخشى اى خسرو خجسته فعال كنون بعالم در مالك الملوك توى * جمالشان همه از تست گاه جود و نوال صواب كرد كه پيدا نكرد هر دوجهان * يگانه ايزد دادار بىنظير و همال و گرنه هر دوجهان را كف تو بخشيدى * اميد بنده نماندى بايزد متعال به بيت مال تو اندر ز جود تو همهسال * نهيب مالامال است وكيل مالامال ازين سپس به زمين بر كجا مصاف كنى * چو قصد لشكر دشمن كنى بگاه رحال نه عرض هفت زمين با دو دست تيغ تو شاه * مصاف لشكر جودت و لشكر اقبال حصار نيست كه دندان پيل تو نگشاد * زمين كه سمّ ستورت برو نكرد اشكال بسا به چرخ برآورده كاخ دشمن تو * نيارميده ز بيم زوال و يافته هال كه بازخورد برو باد زنده پيل تو شاه * همه ديارش گشتست كند و مند اطلال دوال گردد اندام پيلوار عدوت * چو برزنند بر آن كوس پيلى تو دوال